{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۸۶

(ویو نیلسو)= سرمو برگردوندم و با ترس نگاهش کردم....
قدم برداشت و نزدیک شد....
دستاشو دو طرف کابینت گذاشت و رامو بست:
_"حالا بگو؟جونگ کوک رو ول میکنی و میری....یا مرگشو میبینی ؟."
اینقدری از نزدیکی که بهم داشت عذابم میداد که نگو...
بغضم شکست اونم بی صدا....
نمیتونستم زمانی جونگ کوک رو ول کنم که مثل دیوانه ها عاشقش شدم.....وقتی عاشق اون مرد شدم چطور میتونم ولش کنم؟.....
چرا باید نفسمو ول کنم آخه مگه میشه بدون نفس زندگی کرد:
+"چرا؟.....ها؟....هق....چرا ولش کنم مرتیکه؟.....چرا برم و ازش دست بکشم؟....هق...توی عوضی میخوای برای من تعیین کنی چیکار کنم یا نکنم؟.....برو عقب لعنتی..بوت حالمو بهم میزنه....قیافه ی نحست کاری میکنه جرعت اینو پیدا کنم که بکشمت."
چم شده بود رو نمیدونم ولی میدونم که باید اون حرفا میزدم....
کمی عقب رفت و نفسی کشید:
_"اونش به تو ربطی نداره...‌‌..بازم میگم....فقط تا فردا شب فرصت داری."
و به طبقه بالا رفت....
هق هق بلندی زدم.....
نمیتونستم مرگ جونگ کوک رو ببینم....
نمیتونستم.....
تک تکه های شیشه رو جمع کردم و توی زباله گذاشتم....
وارد اتاق شدم و بالشت رو بغل کردم....
و گریه کردم....
باید قبول می‌کردم.....
یه مدت میرفتم خونه پیش مامان و بابا میموندم....
چمدون ها رو واسه ی فردا جمع کردم و تک تک وسایل ها رو جمع کردم...
روی تخت دراز کشیدم و پتو رو روی خودم انداختم....
کار درستیه؟نمیدونم....
اما فقط نمیخوام جونگ کوک رو از دست بدم....
صدای باز شدن در اتاق آمد و جونگ کوک صدام زد....خودمو به خواب زدم...
لباس شو عوض کرد و روی تخت دراز کشید..
کمی بعد دستاشو دور کمرم حلقه کرد و سرشو روی شونم گذاشت.....
بوی موهام نفس کشید.‌.
و منم بغضمو قورت دادم...
نفهمیدم کی به خواب رفتم..

شرط ۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
دیدگاه ها (۳۴)

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۷(ویو نیلسو)=با صدای در اتا...

سیلامممم💅😂میخوام نویسنده تون رو معرفی کنم حاضرید؟اسم ۳ تا دا...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۵(ویو نیلسو )= پاستا کم کم ...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۴(ویو لنا)=کمی وزنم بیشتر ش...

part25 عشق پنهان《ویوی ات》رفتم نشستم سر میز چند دقیقه بعد جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط