{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست
قدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکست

بس که از دست زمانه تازیانه خورده ام
در دل شب پیکرم آهسته آهسته شکست

آرزوها داشتم تا در هوایت پر زنم
از قضا بال و پرم آهسته آهسته شکست

راه را کج رفته بودم
عاقبت دیدم سرم آهسته آهسته شکست.
دیدگاه ها (۳)

پارت : 1 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**ساعت ۴:۴۵ صبح تاریکی هنوز...

زیبای کوچک فریبکار

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

پارت ۵۰

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

مافیای من

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 113・⁠]⁠ᕗمنو از اغوشش بیرون ا...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط