{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی است

در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی است
در این دل شب نرگس جادوی تو کافی است

امشب منم و باده و چشمان سیاهت
یک جرعه عطش از خُم مینوی تو کافی است

تو مستی شب های پر از بوی اَقاقی
در عمق نفس، وسوسه ی بوی تو کافی است

من زمزمه ی عشقم و تو زمزمه سازی
بر این دل بیچاره هیاهوی تو کافی است

من مستم و دیوانه ی آن رویم و از تو
آن شعله ی پر پیچش گیسوی تو کافی است

در نم نم شب گیر پر از خاطره ی من
آغوش تو و قصه ی نیکوی تو کافی است

از شاعری و شعر سرودن همه سهمم
جاری شدن از چشمه ی گل بوی تو کافی است..
دیدگاه ها (۱)

عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم تو بی سر و سام...

کاری نمی شود کردشاید بهتر بودسایه ی دستهایت را قرض می گرفتمت...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

عاشقانه های شبنم

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتادامه ی پارت قبلی.... اون سرش...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط