{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داغی دست کسی آمد و درگیرم کرد

داغی دست کسی آمد و درگیرم کرد
آمد و از همۀ اهل جهان سیرم کرد

اولین بار خودش خواست که با او باشم
آنقدَر گفت چنینم و چنان... شیرم کرد

مثل یک قلعه که بی برج و نگهبان باشد
بر دلم سخت شبیخون زد و تسخیرم کرد

تا خبردار شد از قصّۀ وابستگی ام
بر دلم مهر جنونی زد و زنجیرم کرد

به سرش زد که دلم را بفروشد، برود
قصدش این بود که یک مرتبه تعمیرم کرد!

سنگی از قلب خودش کند و به پایم گره زد
سنگدل رفت و ندانست زمینگیرم کرد

رفت و یک ثانیه هم پیش خودش فکر نکرد
که چه با این دل "لامصّب" بی پیرم کرد... 
م
دیدگاه ها (۱)

کاری نمی شود کردشاید بهتر بودسایه ی دستهایت را قرض می گرفتمت...

در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی استدر این دل شب نرگس جادوی ...

شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت احساس...

تو که رفتی و شکستی و خرابم کردی.... شده ام حجله گه عشق، تو ن...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــردآمد و از همـه ی اهل جهـان...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــردآمد و از همـه ی اهل جهـان...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

تا بلند می‌شدصدای خندهایتاز بلندگوهای مسجدتمام شهررو به سوی ...

داغی دست کسی آمدو درگیرم کردآمدو از همۀ اهل جهان...سیرم کردا...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــرد آمد و از همـه ی اهل جهـا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط