{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها دلم اصرار دارد

این روزها دلم اصرار دارد
فریاد بزند؛
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش
ندارد!!!
این روزها من . . .
خدای سکوت شده ام؛
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،
خط خطی نشود
دیدگاه ها (۱)

ﻫﻨﮕـــﺎﻣــے ﮐﻪ ﺩﻝ ﮐﺴــــے ﺭﺍ ﻣﯿﺸﮑﻨـــے،ﺻـــﺪﺍے ﺷﮑﺴﺘــــﻨﺶ ﺭﺍ...

دلم گریہ میخواهد!نہ از این گریہ های یواشکے!پنہـانے!مخفے!خفہ!...

☜گُنده تَر از زَمیــــــــن کِه نیســــتے... ∅ ☜هستے؟؟؟✓ ☜ ز...

...خــــــدایـــا ببخشیـــد اگــہ امانتــــدار خوبــــے نبــ...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

درخواستیاسم: آوایِ عشق در پسِ سکوتپارت اولفضای خانه از سنگین...

بچه که بودم آنقدر از خدا می ترسیدم ،که بعد از هربار شیطنت ، ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه نگفتم، به ز...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط