{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من غرق شدم قبول...

من غرق شدم قبول...
من باختم آن هم قبول....
طناب صداقتم پاره شد قبول.....
ولی کمی به عقب برگرد
من همونم که به جانم قسم میخوردی*
دیدگاه ها (۶)

باغم امشب زیرلب هردم صدایت میکنماشک میریزم، دوچشمم را فدایت ...

دیر می آییمدیر می اندیشیمدیر می فهمیمدیر عاشق میشویمدیر می ر...

توی این چمدون من اگه گفتید چیه؟؟..ندونستید اشکال نداره خودم ...

میگم که:اگه توی هر جعبه کفش 20تا لااااااایک باشه چندتا میشه؟...

محو زیبایی او پارت ۴۲ویو ته رزا داشت به اون دوتا که پایین دا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

وقتی یوکی بالاخره از دنیای شیاطین بیرون آمد، هنوز گوش‌های گر...

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁷آیلا عق...

My professor Chapter:2Part:57انگار چیزی از نظر جونگ کوک ایرا...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط