{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم هر روز می‌گیرد، شرایط تلخ و بحرانی ست

دلم هر روز می‌گیرد، شرایط تلخ و بحرانی ست
هوای خانه را دارم، اگر چه رو به ویرانی ست

نگاهت را بدزد از من، چه از این خاک می‌خواهی؟
که هر بذری بریزی، حاصلش عمری پشیمانی ست
درونم برف می‌گیرد، دلم قندیل می‌بندد
روانم زیر پوتین ِ اَبر مَردی زمستانی ست

اگرچه برف زیبا می‌شود، وقتی که انبوه است
ولی این‌طور زیباتر شدن هم هیچ زیبا نیست
دیدگاه ها (۱)

خوش تیپ باباش

خوش تیپ باباش

ما هر دو پُر از دردیم،صد بار غلط کردیمما هر دو خطاکاریم،سرگی...

به امروز خوش آمدی!به بازی زندگیاحترام کن ووارد شوهمه چیز تاز...

درونم برف می‌گیرد، دلم قندیل می‌بنددروانم زیر پوتین ِ اَبــَ...

همچنان خیس زشوق بارانبهترین لحظه اوجبهترین لحظه این پاییزیتی...

#لطفا#بخوانید#خواندنی چندروزی بود به هویزه آمده بودم .می دان...

امین شیرزادی شاعر اسلام‌آبادی

تقی پورنامداریان

عکس متحرک خیلی قشنگهچه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن ...

چه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن میشود این دل ، بر ای...

مریم الله دادیان

الا ای چشمه نور خدا در خاک ظلمانیزمین با نور اخلاق تو می‌گرد...

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط