{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط یه لمس

𝑷𝒂𝒓𝒕:30
"فقط یه لمس..."

راوی:مینهو رفت تا یه بطری الکل ویسکی بیاره.

مینهو:بفرمایید
ا.ت:من ظرفیتم کمه ها
مینهو:راحت باش بخور
ا.ت:(میخنده)اوکی پس
مینهو:(توی لیوان ا.ت الکل میریزه)
ا.ت:تو نمیخوری؟
مینهو:نه
ا.ت:چرا
مینهو:باید یه نفر باشه که تورو جمع کنه
ا.ت:(میخنده)

راوی:ا.ت بعد از چند تا لیوان پشت سر هم مست میشه و سرش روی شونه ی مینهو میوفته

ا.ت:مینهو(با حالت مستی و خنده)
مینهو:بله
ا.ت:من خوابم...میاد
مینهو:بیا ببرمت توی اتاق
ا.ت:نمیخواممم
مینهو:پس کجا میخوای بخوابی
ا.ت:خودم میرم توی اتاق
مینهو:ولی تو مستی
ا.ت:آره راست.. میگی(خنده)
مینهو:بیا بریم

راوی:مینهو ا.ت رو میبره توی اتاق و روی تخت درازش میده که یهو ا.ت دست مینهو رو میگیره

مینهو:چیزی میخوای؟
ا.ت:اوهوم
مینهو:چی میخوای؟
ا.ت:تورو
مینهو:الان؟
ا.ت:پس کی؟
مینهو:خب پس فکر کنم برنامه ی امشب رو الان عملی کنم.


🍻🍻🍻🍻
دیدگاه ها (۰)

𝑷𝒂𝒓𝒕:31"فقط یه لمس..."مینهو:خب پس فکر کنم برنامه ی امشب رو ا...

𝑷𝒂𝒓𝒕:32"فقط یه لمس..."راوی:فردا شد و ا.ت لباسش رو عوض کرد و ...

𝑷𝒂𝒓𝒕:29"فقط یه لمس..."لینو:پس زود برمیگردم باشه؟ا.ت:باشهراوی...

𝑷𝒂𝒓𝒕:28"فقط یه لمس..."راوی:میرن پشت در و در میزنن و میرن داخ...

تکپارتی فیلیکس(درخواستی)

ایزانا = خوناشام از ریندو هم میخوام بنویسم ویو ا/ت امروز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط