{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه گونه رفتی!؟

چه گونه رفتی!؟
از کدام جاده ی بی انتها!؟
با کدام هم قدمِ خوش سفر!؟
احساساتم را کجای راه رها کردی!؟
بگو فقط چگونه رفتی که تا چشم کار میکند جای خالی ات نمایان است...
دیدگاه ها (۱)

چـــون قلم بــر ســر غمنامه هجــران آیـددل به جـان، آه به لـ...

تا جان و دلم باشد،من جان و دلت جویمیا من به کنار اُفتم،یا تو...

گر جان به جان من کنی جان و جهان من توییسیر نمیشوم ز تو تاب و...

درخیالم گرما می گیرم , ز دستانی ک نیستهی تجسم میکنم, ان نقش ...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁹﴿ویو راوی﴾چند روز از ماجرای اتاق مخفی ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ســه 𓆪 🖤🥀صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟒ات با صدای بوق یکنواخت دستگا...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟒ات با صدای بوق یکنواخت دستگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط