می توانم برات بنویسم * با تو بودن چقدر زیبا بود
می توانم برات بنویسم * با تو بودن چقدر زیبا بود
خنده ای که براش می مردم * سهم من از تمام دنیا بود
می توانم بگویم آمدنت * هدیهی هر چه کارِ خوبم بود
می توانم بگویم آن رفتن * بی گمان آخرین غروبم بود
می توانم برات گریه کنم * می توانم بمیرم از دوریت
می توانم ببوسمت از دور * وسط خنده های مجبوریت
می توانم نخواهمت اما * دوست داری ، دوباره نامه بده
می توانم،نمی توانم...نه * به فراموشی ام ادامه بده
دوری از من،چقدر،خیلی دور*میرسی،گرچهدیر،خیلیدیر
تا ببینم چه می کند تقدیر * با دو تقصیر کارِ بی تقصیر
خنده ای که براش می مردم * سهم من از تمام دنیا بود
می توانم بگویم آمدنت * هدیهی هر چه کارِ خوبم بود
می توانم بگویم آن رفتن * بی گمان آخرین غروبم بود
می توانم برات گریه کنم * می توانم بمیرم از دوریت
می توانم ببوسمت از دور * وسط خنده های مجبوریت
می توانم نخواهمت اما * دوست داری ، دوباره نامه بده
می توانم،نمی توانم...نه * به فراموشی ام ادامه بده
دوری از من،چقدر،خیلی دور*میرسی،گرچهدیر،خیلیدیر
تا ببینم چه می کند تقدیر * با دو تقصیر کارِ بی تقصیر
- ۳.۸k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط