برای اولین بار خوشبخت شدم

برای اولین بار خوشبخت شدم
پارت ۹
از ویو ته
میدونستم خیلی دارم به ات زور میگم ( چه عجب آدم شدی آقا )
تصمیم گرفتم ازش معذرت خواهی کنم قلبم درد میگرفت وقتی بهش زور میگفتم و اون بچه ی منو تو شکمش داره نباید اینطوری رفتار میکردم ( من دهنم باز موند 😶)
که صدای آجوما آمد گفت ارباببببببب
گفتم چه مرگته چی شده
گفت ارباب ات بالای پشت بوم میخوات خودکشی کنه
منم بدو بدو رفتم بالا دیدمش داد زدم گفتم میخوای چه قلطی کنی بیا پایین
گفت ممنون دایی که منو تو عمارت خودتون آوردیت بهم به جایی دادیت زندگی کنید من شما رو میبخشم ولی حق بچتون نبود که حتی دلتون میخوان سر به تنش نباشه
با گریه گفتم ببخشید منو ببخش ات بیا پایین بچم بچم چی اون گناه داره لطفاااا بیا تا خواستم خودمو پرت کنم ته گرفتم و منو تو بغلش گذاشت و گفت قلط کردم منو ببخش عشقم نباید این کار رو میکردم .......
دیدگاه ها (۹۵)

برای اولین بار خوشبخت شدمپارت ۹تو بغلش گریه کردم و لبام رو ب...

چرا زودتر پیدایش نکردم پارت ۱۱نگا به گوشیم گفت منو قشنگترم ی...

برای اولین بار خوشبخت شدم پارت ۸ صبح بیدار شدم خیلی درد داشت...

برای اولین بار خوشبخت شدم پارت ۶ داشتم بهشون نوشیدنی میدادم ...

جیمین فیک زندگی پارت ۸۷#ویو ات بدو بدو بدو همینجوریش هم دیر ...

ات تو باتلاق ذهنی گیر کرده بود این اتفاق برای نمونه ۰۰۹ خیلی...

فصل دو ( چرا من؟)پارت ۳🎀😐ات: اقای×× و تهیونگ چرا نمیاین؟؟ اگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط