{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازهم گذشت شب بی تابی مجنون

بازهم گذشت شب بی تابی مجنون
بازهم نشست لیلی در بر هامون
اینبارهم نشنیده می ماند فقان زن
در خلوت بیزاری از یک عشق بی قانون
دیدگاه ها (۳)

وقتی احساسم با تو حرف نمی زندبدان که در پشت این سکوتدنیایی ح...

&&

باید ببینمت !چرا که روی نوار قلبی امپیوسته نام تو بودو پزشک ...

ان دوست که دیدنش بیاراید چشم بی دیدنش از دیده نیاساید چشم ما...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو لیلی ___---یه ماه ...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

زنی شاغل بودن ممکن است بسیار دشوار باشد، ولی زن شاغل بچه‌دار...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

سناریو جونگکوک

....پارت ۱۳.....

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

پارت ۴۷ | نزدیک‌تر از قبلبعد از حرف‌های تهیونگ، چند روزی گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط