{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد که کسی می آمد.......

کاش می شد که کسی می آمد.......
باور تیره ی ما را می شست!!
وبه ما می فهماند... !!!
دل ما منزل تاریکی نیست!
""اخم"" برچهره بسی نازیباست ! بهترین واژه همان"لبخند"است که زلبهای همه دور شده ست!
کاش می شد!!!
که به انگشت، نخی می بستیم!
تا فراموش نگردد هنوز ....
""انسانیم""

سلام...
روزتون قشنگ
دیدگاه ها (۸)

تنها یک پرستوی مهاجرجدا مانده بوداز تمام قبیله اش...عاشق پای...

ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪﻧﻤﺎﻧﺪﻡ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﺎﻃﺮِ ﻧﺒﻮﺩﻥِ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻣﯿﺎﻧﻤﺎﻥ !ﺑ...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

《검은 마음》ادامه پارت دوم.اما برای امیلی، همان یک ثانیه کافی بود...

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

《검은 마음》پارت سوم کتابخانه‌ی قدیمیساعت ۸:۴۷ شب.سئول زیر نور چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط