{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی✨

چند پارتی✨

یونا: خب ات اماده ای بریم متروووو متروکهههه

ات: بیشتر از چیزی که فک میکنی امادممممم

هانول: خب دخترا مطمعنین نمیمیریم؟

یونا: تضمین نمیکنم

هانول: بیشعور

یونا: خب رسیدیم اینجاست

هانول: میگن یه مرده روانی اینجاست که اگه ببینتت اولین کاری که میکنه اینه که میکشت

ات: عجب عجب

یونا: خفه گمشین بریممممم

{3 مین بعد}

ات: واییی اینجا ناجور ترسناکه

هانول: چرا انقدر ساکته؟

یونا: احمق اینجا متروکس کسی جرعت نداره بیاد

ات: متروکس ولی خیلی تمیزه ها

هانول: واییی میترسم بیاین بریم

ات: بچه ها نظرتونه از هم جداشیم هرکدوم بریم یه جا بعد اگه حس بدی گرفتیم یونا بهم زنگ بزنه بعد به هانول بعد بیرون همو میبینیم

یونا: اوکی

هانول: فکر خوبی نیستا

یونا: عههه، بسه بریم

....
دیدگاه ها (۳)

{۵ دقیقه بعد}ات نفس عمیقی کشید.چراغ‌قوه‌ی گوشیش فقط چند متر ...

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

تک پارتی✨صدای باز شدن قفل در به گوش رسید.تو لبخند زدی و چراغ...

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

«اتاق شماره ۷»ات چراغ‌قوه رو محکم توی دستش گرفته بود.جیمین چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط