واسه همه پارت ها کامنت بزار🔪

واسه همه پارت ها کامنت بزار🔪

ᴅᴇᴄᴇɪᴛ
فـریـبــ
ᵖᵃʳᵗ-⁸²

داهی روی تخت دراز کشیده بود.

مدام به اون دختر فکر می‌کرد، به اون نزدیک تا حس تنفرش رو تمدید کنه
اما هرچی بیشتر فکر می‌کرد، خاطرات خوب بیشتر برمی‌گشتند.

حرف‌هاش
لبخندهای نادرش
نگاه‌هایی که بیش از حد طول می‌کشیدن
نگرانی‌های پنهانش.

داهی با حرص تو تخت جا به جا شد." نه"

اما دیگه نمی‌تونست انکار کنه.

اگر واقعاً براش مهم نبود، این‌قدر درد نمی‌کشید.
اگر واقعاً از او متنفر بود، هنوز هر روز به او فکر نمی‌کرد.

اگر واقعاً تمام شده بود...
نباید این‌قدر دلتنگش می‌شد.

چشم‌هاش رو بست.

و برای اولین بار حقیقت را بدون فرار کردن پذیرفت
با تمام خشم.

او عاشق جونگکوک شده بود
و همین از همه چیز ترسناک‌تر بود...
____________

تماس پدرش میگفت جشن موفقیت پروژه قراره برگذار بشه.
پس پروژه همکاری به اتمام رسیده بود...
و حالا فقط نهایتش یکماه دیگه کنار جونگکوک کار میکردن تا پروژه رو به متقاضی های سراسر کشور بفروشن.

همه چیز چقدر زود گذشت.

بجای اینکه چند روز قبل از مهمانی و جشن اتمام پروژه برگرده تصمیم گرفته بود روز قبلش برگرده
که بدترین تصمیم بود.

به محض برگشتن باید همزمان برای مهمانی آماده می‌شد و هم کارایی که تو نبودش پیشرفته رو مطالعه می‌کرد.
بدون هیچ استراحتی.
____________

درهای سالن باز شد.
صدای موسیقی و همهمه جمعیت در فضا پیچیده بود.

داهی یک نفس عمیق کشید و وارد شد.
چند نفر فوراً به استقبال و کمکش آمدند.

تبریک
خوش‌آمدگویی
لبخند.

اما هیچ‌کدام رو درست نمی‌شنید.
چشم‌هاش بی‌اختیار میان جمعیت می‌گشت.



#BTS #bts #ARMY #army #Namjoon #Seokjin #Yoongi #Heosok #Jimin #Teahyung #Jungkook
#jungkook #fake #novel #fake_jungkook
#بی_تی_اس #آرمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #فیک #رمان
دیدگاه ها (۱۲)

dark life = 40

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

#دختر_ردیف_اخرژانر: مدرسه‌ای | گنگ | رفاقتی | کمدیپارت دوم: ...

هم اتاقی من

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۶گناهش به‌خاطر کسی...

Why Did I Fall in Love with You?P¹⁶ | چند روز بعد | ویو خونه...

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑹Chapter² P²__________________توی این دوهفته ، فقط چ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

وقتی پریود میشه part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط