ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁶بعد از آخرین بازی، داهی تقریباً روی نیم...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁵ادامهپرتاب هشتم. بطری افتاد. صاحب غرفه ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁵داشت حین رانندگی نگاهش می‌کرد که سرش رو...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁴با شنیدن صدای جونگکوک انگار برق گرفته ب...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹³شکست رو کاملا حس میکرد.برگشت بالا و خود...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹²چون اواخر قرار داد بود، و به بخشد فروش ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁰ادامهوقتی داهی وارد خونه شد هنوز لبخند ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹⁰"نه"خود کار رو پشت کمرش قایم کرد. جونگک...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸⁹بدون اینکه بهش نگاه کنه، آهسته گفت: "مم...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸⁸روز دوم جلسه... اتاق کنفرانس از همیشه ش...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸⁷تمام شب ذهنش درگیر بود. لباش و ضربان قل...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸⁶در همان لحظه صدای جونگکوک از کنارش بلند...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸⁵داهی از لحظه‌ای که وارد ساختمان شده بود...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸²ادامهبا متر ها فاصله، آن سوی سالن دست ب...

واسه همه پارت ها کامنت بزار🔪ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁸²داهی روی تخ...

دوستان راجع به رمان:دارم سعی میکنم بنویسم یکم کارام زیاده🥲می...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁷⁴ویس خیلی رومخمههههههجونگکوک پشت میز نشس...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁷³با اینکه آخرهفته بود، پشت میزِکارش مشغو...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبـᵖᵃʳᵗ-⁷⁰ادامه" هنوزم همون اخلاق قدیمو داری؟" _کد...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁷⁰اما قبل از اینکه بحث تمام شود، همان نفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط