{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حافظ جان اینبار که فال گرفتم لطفا نگو که می آید همه چیز خ

حافظ جان اینبار که فال گرفتم لطفا نگو که می آید همه چیز خوب میشود دنیا سهم آدم خوب هاست و از این حرف ها.
مثلا بگو هنوز هم موهایش را خیس خیس می بافد؟
یا هنوز هم راه رفتن از لبه های جدول را مثل بچه ها دوست دارد و کسی را دارد که در جواب "دختر جان می افتی اش" بگوید پس دست های تو چکاره اند و هر سه چهار قدم دست هایش را سفت تر بگیرد که یعنی حواست به من هست؟ که یعنی چقدر خوب که هستی ...
هنوز سنگ کاغذ قیچی را با این قانون بازی می کند که بازنده سر آن یکی را روی پاهایش بگذارد و آنقدر برایش شعر بخواند تا خوابش ببرد؟ کسی را دارد تا مثل من برای تمام قیچی هایش کاغذ بشود و ببُرد و مچاله اش بکند؟
راستی وقتی کسی از پشت، چشم هایش را میگیرد هنوز نام من گوشه های ذهنش هست که قل قلکش بدهد؟

راستش را بخواهی چیز زیادی نمیخواهم، میدانم که دلش گیر کسی است اما لطفا بگو دلگیر که نیست؟!
حافظ جان شب های تنهایی ام، امشب کمی بیشتر هوایم را داشته باش، اصلا باز هم از همان امید های واهی همیشگی ات بده که دوباره سنگ کاغذ قیچی بازی می کنیم. من هم قول می دهم اگر او برد طبق قرار همیشگی و اگر من بردم که...،اصلا آنقدر بازی میکنیم تا او ببرد.
دیدگاه ها (۲)

مسافر کناری‌ام که پیاده شدپنجره‌ای گیرم آمدباقی مسیر را گریس...

مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم

نمی‌گذارم از منبگیردت زمانهبه دوستی قسم کهنمی‌گذارم این بارب...

مبتلایم کرده‌ایدرمان نمی‌خواهم که عشقبی‌گمان‌ ...شیرین‌ترین ...

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟔。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p4جونگکوک کمی فکر کرد:« اومم... این ...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط