{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز کن پنجره را

باز کن پنجره را

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو
صفحه ذهن کبوتر آبی است
خواب گل مهتابی است

ای نهایت در تو، ابدیت در تو
ای همیشه با من، تا همیشه بودن
باز کن چشمت را تا که گل باز شود
قصه زندگی آغاز شود
تا که از پنجره چشمانت، عشق آغاز شود
تا دلم باز شود، تا دلم باز شود

دلم اینجا تنگ است، دلم اینجا سرد است
فصلها بی معنی، آسمان بی رنگ است
سرد سرد است اینجا، باز کن پنجره را
باز کن چشمت را، گرم کن جان مرا

ای همیشه آبی ای همیشه دریا
ای تمام خورشید ای همیشه گرما
دیدگاه ها (۱)

زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیمزندگی نام نکویی ست که خارش ک...

ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺵ .… .ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺑﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺩﺭ ﺯﻧﺪ...

دلم گرفتهدلم عجیب گرفته استو هیچ چیزنه این دقایق خوشبو ،که ر...

ریشه های قالی را تا می کنیم تا سالم بماند... ولی ریشه ی زندگ...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

دریاچه قوپارت۳۸بعد از نیم ساعت برگشت پیشم.قشنگ داشت جلوم بال...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

نفرت و عشق🚬 [از زبان پریسا]صدای موتور ماشین‌های مشکی تو کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط