{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐

کوک: درحالی که یه پوک از سیگارشو بیرون میده لب میزنه:آره خیلی دوست دارم با دخترا روی تخت بازی کنم(نیشخند

آنالی:معلوم بود آدم دختر بازیه بدون توجه به من داشت سیگارشو میکشید.

آنالی:به جز دختر بازی دیگه چیزی رو دوست نداری؟

کوک:..............

آنالی: نمیخوای چیزی بگی؟

کوک: جوابی ندارم که چیزی بگم(سرد

آنالی: خب باشه برای امروز کافیه.
بلند شدم برم که به صداش متوقف شدم.

کوک:دخترجون بهتره مواظب خودت باشی فکر نکن دکتری میتونی هر غلطی دلت میخواد بکنی پس زیاد دور ور من نپلک(سرد

آنالی: بهتره از این به بعد درست حرف بزنی.
ومن خودم بهتر میدونم باید دورت بپلکم یا نه بهتره خودتو برای جلسه فردا آماده کنی چون قراره کلی سوال ازت بپرسم.

کوک:تو که آخرش میای تو دستای من(آروم و سرد

آنالی: آهان راستی اسمم آنالیه میتونی آنا صدام کنی.

کوک: آنالی اسم قشنگیه(آروم

آنالی: چیزی گفتی؟

کوک:نه(سرد

آنالی: از اتاق بیرون اومدم و یه نفس عمیق کشیدم مردک رسماً روانیه.
سمت اتاق کارم رفتم کیفمو برداشتم و از تیمارستان بیرون رفتم.
سوار ماشین شدم و به سمت خونه حرکت کردم.

.........
آروم در خونه رو باز کردم و با دیدن سر وضع خونه جیغ فرا بنفشی کشیدم.

آنالی: اینجا چخبره(داد و جیغ

هانجون:هیس یکم آروم تر همسایه ها صدا تو میشنون آبجی خوشگلم.

آنالی:آبجیو زهر مار این چه وضعیه فقط یه روز نبودم.
ببینم دیشب چند نفرو آوردی توی خونم؟.

هانجون:یک دو سه چهار حدود ده تا.

آنالی: ده تا؟

هانجون: آره

آنالی: اگه من به مامان زنگ نزنم آنالی نیستم.

هانجون: بخدا غلط کرم الان همشو جمع میکنم.

ادامه دارد..................∆
دیدگاه ها (۳)

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:66چند روزی گذشت فکر من همچنان...

« مسابقه دهنده » ²وقتی وارد آشپزخانه شدم یه سگ خیلی بزرگ و ت...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط