{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل
صاف ایستاد و لیوان رو از جونگ کوک گرفت بعد از پر کردنش آب داخل لیوان رو نوشید جونگ کوک خنده ای کرد و دست تو جیب زل زد بهش خیلی جدی لب زد : حرف های هویون رو به دل نگیر اون اتاق ماله مامانش بود بعد از فوتش نذاشت هیچکس بره داخلش بخاطر همین عصبی شد
یه سول آروم زمزمه کرد : باشه اشکالی نداره
جونگ کوک : دیر وقته بهتره بخوابی
یه سول سری تکون داد و یه سوی اتاق خوابش حرکت کرد جونگ کوک از احترامش اون رو تا اتاقش همراهی کرد بعد از گفتن شب بخیر یه سول وارده اتاقش شد کلافه روی تخت خوابش دراز کشید خیره به سقف با خودش زمزمه کرد : چه خانواده ای عجیبی هستن یکیشون برده پول یکی شون برده عشق یکی شونم که برده عمارته اوف من تازه کارم شروع شده ...
دیدگاه ها (۴)

( گناهکار ) ۱۱۲ part روی صندلی جلوی میز آرایش نشسته، با تعجب...

( گناهکار ) ۱۱۳ part یون بیول آماده جلوی درب عمارت ایستاده ب...

برده ﴾۲۱ . part دست گذاشت روی دستگیره درب همینکه دست گیره ر...

﴿ برده ﴾ 20 part یون با مهربانی لب زد : بگو پسرم این خبر خوب...

پلیس من...p8

تو مال منی...p11 (آخر)

تو اون دنیا می بینمت:) p20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط