{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید خبر را بی‌خبر باشی بفهمی

باید خبر را بی‌خبر باشی بفهمی
در انتظارش پشت در باشی بفهمی
حال مرا وقتی که در فکر تو غرقم
از من مگر دیوانه‌تر باشی بفهمی
آیا چه می‌دانی از این خاکستر سرد؟
در عشق باید شعله‌ور باشی بفهمی
یک‌ ـ ‌دو قدم نه... شعر را باید که وقتی
یک عمر با من همسفر باشی بفهمی
بیهوده فرزندم نمی‌خوانم غزل را
حس مرا باید پدر باشی بفهمی
بهتر که با من نیستی هم‌درد، هرچند
تازه نمی‌فهمی اگر باشی بفهمی!
چیزی نمی‌فهمی تو از این داغ‌نامه
حرف مرا باید جگر باشی بفهمی
دیدگاه ها (۱۶)

نسبت عشق به من نسبت جان است به تنتو بگو من به تو مشتاق ترم ی...

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودتمن شدم یار تو اما توشدی یار ...

عشق، تعبیرِ نگاهے آشنا و ساده بود؛مستیِ پنهانِ بیتابِ درونِ ...

در کوچــه های شهر دلم جـار می زنندامشـب یکــی بـنــام مــرا ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط