یه رفته بودم مرکز خون اهدا کنم دیدم دوتا بابا دعواشون شده
یه رفته بودم مرکز خون اهدا کنم دیدم دوتا بابا دعواشون شده بود بعد کوچیکه هی با مشتو لگد میزد به بزرگه بزرگه داد مزد مگفت منو میزنی منو میزنی من هم طاقت نیاو دم فوشش دادم گفتمش فلان فلان شده په منو میزنه خوب تو رو کشت.
- ۹۴۰
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط