{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴
اول لایک👍
بعد کامنت📝
خونه رو خریدیم و بعضی از چیزای جهیزیه هم خریدیم
یه دفعه گوشیم زنگ خورد 📱 ☎ 📞
دیرید دیرید
شماره ناشناس بود ¿
معلوم نبود کی بود . جواب دادم
فهمیدم مارگارتائه
بامن دعوا می کرد می گفت چرا خونه خریدی
باید
پولشو به خواهرت میدادی برای خریدن جارو برقی
دیگه داشتم دیونه مـی شدم 😡
یه دفعه ای پشت تلفن داد زدم و گفتم ................
دیدگاه ها (۱)

بگید

اینم از عکس الکس

part:2۳خونه ی جیمین اسلاید دومویو جیمین:صدای (دینگ) از گوشیم...

چالش جدید زندگیم. پارت 4

پارت ۲۳ویو تهیونگاه واقعا که این چه وضعشه هی پیام های تهدید ...

فیک وقتی دخترشی ولی همیشه بین تو و برادرت فرق میذاشت

#رها داشت پامو ماساژ میدادکه یهو فشار محکمی به رگ روی پام آو...

پارت ۱۴

قدر محو من بود که همه چیز یادش رفته بودگفت، منم باید بیام ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط