{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.
چندسال بعد یکی از دوستانم از من پولی قرض خواست با مبلغ و مدت مشخص.
گفتم: "ندارم" با اینکه داشتم.
درست همان شب بود که فهمیدم؛
هر چیز لیاقتی میخواهد به قدر ظرفیتی که داری!
زیاد دوستت دارم.
گاهی از خدا میخواهم که قسمتم باشی.
بعد یاد ظرفیتم می افتم که مال من باشی؛
خودم را گم کنم؛ تو را گم کنم؛ دوست داشتن را حیف و میل کنم.
باید قبول کرد
گاهی اگر نرسیم یا نداشته باشیم...
قشنگتریم.
دیدگاه ها (۷)

دیگر نمی خواهم کسی به من عادت کند. من به کسی عادت کنم. یک رو...

من در این تاریکیفکر یک بره روشن هستم که بیاید ...علف خستگی ا...

از درد بی کسی دارم یواش یواش زار میزنم رسمش نبود بیوفا منو...

من بی توقع عاشقت بودم.... اشتباه کردم

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط