{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.
چندسال بعد یکی از دوستانم از من پولی قرض خواست با مبلغ و مدت مشخص.
گفتم: «ندارم» با اینکه داشتم.
درست همان شب بود که فهمیدم؛
هر چیز لیاقتی میخواهد به قدر ظرفیتی که داری!
زیاد دوستت دارم.
گاهی از خدا میخواهم که قسمتم باشی.
بعد یاد ظرفیتم می افتم که مال من باشی؛
خودم را گم کنم؛ تو را گم کنم؛ دوست داشتن را حیف و میل کنم.
باید قبول کرد
گاهی اگر نرسیم یا نداشته باشیم...
قشنگتریم.
دیدگاه ها (۲)

ای دلبر من ! ای قد و بالات سه نقطه!ای چهره ی تو در همه حالات...

در برابر آیینه بایستیدو به خود بگویید :کسی حق ندارد این روزه...

مثه ی خواب بود کاش بیداری نداشت.....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.چندسال بعد یکی از دوستان...

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.چندسال بعد یکی از دوستان...

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.چندسال بعد یکی از دوستان...

⁨⁨⁨حقیقت تلخ یک شبِ فراموش‌شدهمن خسته‌تر از آن بودم که حتی ب...

مهربون باشیم. هر آدمی داره با غمی که ما ازش خبر نداریم ، میج...

دلم عاشقانه ای به سبک فیلم دلشکسته میخواهد، تو آن مَرد مؤمن ...

دلم عاشقانه ای به سبک فیلم دلشکسته میخواهد،تو آن مَرد مؤمن خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط