{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسید بین گریه مرا و گذاشت رفت

بوسید بین گریه مرا و گذاشت رفت
بی معرفت نگفت چرا و گذاشت رفت
رفتم که التماس کنم مـــــرد باشد و...
تنها اشاره کرد نـــــیا و گذاشت رفت
هی داد میزدم که ببین ای خدا ببین!
کارم کشیده شد به کجا و گذاشت رفت
آهسته گفت: حال مرا درک میکنی؟!!
ناچار هستم از تو جدا ... و گذاشت رفت
گفتم نرو بدون تو دیوانه می شوم
بغضش شکست توی فضا و گذاشت رفت
دست مرا گرفت و دوباره رهام کرد
من را سپرد دست خدا و گذاشت رفت
دیشب تمام دلخوشی ام مثل یک خیال
تبدیل شد به خاطـــــره ها و گذاشت رفت! ...
دیدگاه ها (۱۳)

شبتون ارومممممم

دنیای مجازی به ما آموخت:زن و مرد میتوانیم باهم مهربان باشیمح...

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با دل...

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنمدردی اگر داری بگو با بو...

P29دامیان انیا رو پرنسسی بقل کرد و برد تو اتاق گذاشت رو تخت ...

پارت آخر

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۲: پیام مخفیصبح داخل قصر…نور ملایم آفتاب ...

نانسی بی اختیار از این رفتار میا عصبانی میشه و قدماشو محکم ب...

چند پارتی تهیونگ

خوابگاههاگاکوره:بچه ها حالا که فردا رو تعطیل ایم و از دست ام...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁹_ کدوم شاهد؟!من که...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط