{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۱۰۶


یک اتاق دو تیکه ای که تیکه اولش یک سالن زیبا و خوشگل تیکه دومش یک آشپزخانه و راه رو نرسیده به سرویس سمت راست آشپزخانه یک در سفید بود الکس آورم وارد آن اتاق شد .. سپس زل زد به تخت دو نفره با ملاف های سفید تاج تخت به حس خوبی به الکس میداد مخصوصا آن تور های سفید که بالا تختشون بود درست مثل تازه عروس و داماد ها ..
خندید و با صدا پرانرژی خودش گفت
الکس : تهیونگ نمیدونی که چه اتاق خوشگلی بهمون دادن
تهیونگ پشت اش ایستاد سپس تا جای که مینواسمت آروم دم گوش الکس گفت
تهیونگ : دارم میبینم الکس
الکس دلش برای لحظه‌ای لرزید مخصوصا با آن صدا بم و جذاب تهیونگ آروم سمتش چرخید بلافاصله زل زد به چشم های بزرگ و تیله های براق تهیونگ....
تهیونگ: خوشت اومد ؟
الکس سری تکون داد سپس آروم دستش را برد سمت دست تهیونگ بلافاصله با عشق و حرکت آرامی دستش را در دست تهیونگ گذاشت سپس انگشت هایش را در انگشت های تهیونگ گره زد لبخند ای میزد و سر پایین کرد
الکس : میشه این دستمو بگیرم ؟
تهیونگ نگاه غمگینی بهش دوخت سپس زل زد به صورت الکس
تهیونگ: شما دکترش هستی معلومه که میتونی پس چجوری درمانش میکنید
الکس نرم خندید سپس درست در چشم های تهیونگ نگاه کرد .. نگاهش پر از عشق بود نگاهش دقیقا عاشقانه و پر از محبت بود .. این جمله های بودن که الکس تنها با نگاه کردن به آن مرد می‌گفت و تهیونگ چی یجورای نگاهش سرد و خسته بود به شدت خسته گمانم این کلمه ای بود که درونش موج میزد ...
الکس سعی در عوض کردن جو نرم خندید سپس گفت
الکس : خب چیکار میکنیم بریم بیرون ؟
تهیونگ کلافه آه ای کشید سپس خم سد تو صورت الکس و با لحن درست مثل الکس گفت
تهیونگ: فکر نکنم خانم دکتر من خیلی خستم تازه خوابم میاد
الکس درست مثل دختر های بالق و جدی خونسردی و با ادب گفت
الکس : این وقت تازه ظهر شده که تازه چیزی هم نخوردیم
تهیونگ گره دستش را محکم تر گرفت سپس دست الکس همان گونه که در دستش بود را به وست سالن کشید سپس تند دستش را بالا برد و دو خودش یک چرخی بهش داد که باعث خنده الکس شد تند و با صدا بلند خندید سپس موهای که با چرخیدن به رقص دعوت شده بودن روی شانه راستش جمع شدن
تهیونگ تند الکس را به خودش نزدیک کرد سپس همان دستی که گره هم بودن را پشت الکس برد و روی کمرش گذاشت
تهیونگ: باور کن خیلی خوابم میاد خیلی
الکس با عشق بهش نزدیک تر شد سپس رو نک کفش هایش ایستاد تا بلند شد سپس آروم پایین لب تهیونگ را با عشق بوسید و کمی پایین تر رفت سپس این بار چونش را بوسید و ساف ایستاد
الکس : هی شیطون خوابت میاد ..

@yonjin953
برات فیک گذاشتم
دیدگاه ها (۸)

بوسه دردناک )پارت ۱۰۷ تهیونگ نیش‌خندی زد سپس کم کم به الکس ن...

بوسه دردناک )پارت ۱۰۸ با صدا در آروم پلک از روی هم برداشت سپ...

بوسه دردناک )پارت ۱۰۵آورم نگاهش رو صورت تهیونگ بود ... خیلی ...

بوسه دردناک )پارت ۱۰۴الکس بغض بدی به گلوش چنگ زد مخصوصا با آ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ نگاهش رو ا...

پارت دوم نیمه دوم

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

پارت ۹ تهیونگ هنوز چند پله بیشتر بالا نرفته بود که صدای خنده...

دردسر های بچه داری پارت۵

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۳: فاجعه در آشپزخانهسوآ و تهیونگ آهسته بر...

«رایحه پنهان»17:28تهیونگ آروم پلک‌هاش رو از هم باز کرد.چند ث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط