«خاتونِ ماهِ سوّم»
«خاتونِ ماهِ سوّم»
خاتونِ ماهِ سوّم ! بیبیِ داغِ خرداد
بیا که بیحضورت، دل از ترانه افتاد
نه از ستاره دَم زد ، نه کوچه رُ قدم زد،
قاصدکا رُ دستِ نسیمِ نابَلَد داد
نوشت و خوند و سَر رفت ، تا آخرِ سفر رفت،
دنبالِ همنفس بود، برای کشفِ فریاد
قلهنشین! کجایی؟ بگو که همصدایی
بگو تو قصرِ جادو، ما رُ نبردی از یاد
همیشه پا به پامی، تو لرزشِ صدامی،
درست مثه یه یاور ! درست مثه یه همزاد
آینه بیتو سرده ! بهشتِ قصه زرده
با تو کویرِ تشنه، میشه یه دشتِ آباد
ببین که بیتو لالم ! مرثیهی زوالم
بیا تا جون بگیره ، نبضِ ترانهی شاد
بیبیِ عطر و مهتاب ! هقهقِ ما رُ دریاب
که این نفس بُریده ، یه فصلِ تازه میخواد
یغماگلرویی
خاتونِ ماهِ سوّم ! بیبیِ داغِ خرداد
بیا که بیحضورت، دل از ترانه افتاد
نه از ستاره دَم زد ، نه کوچه رُ قدم زد،
قاصدکا رُ دستِ نسیمِ نابَلَد داد
نوشت و خوند و سَر رفت ، تا آخرِ سفر رفت،
دنبالِ همنفس بود، برای کشفِ فریاد
قلهنشین! کجایی؟ بگو که همصدایی
بگو تو قصرِ جادو، ما رُ نبردی از یاد
همیشه پا به پامی، تو لرزشِ صدامی،
درست مثه یه یاور ! درست مثه یه همزاد
آینه بیتو سرده ! بهشتِ قصه زرده
با تو کویرِ تشنه، میشه یه دشتِ آباد
ببین که بیتو لالم ! مرثیهی زوالم
بیا تا جون بگیره ، نبضِ ترانهی شاد
بیبیِ عطر و مهتاب ! هقهقِ ما رُ دریاب
که این نفس بُریده ، یه فصلِ تازه میخواد
یغماگلرویی
- ۴۱۹
- ۲۱ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط