{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای می نویسم برای کسی که شاید روزی حوالی ِمن بگوید :

نامه ای می نویسم برای کسی که شاید روزی حوالی ِمن بگوید :
می شود روزگارمان را با هم تقسیم کنیم ؟!

نامه اینگونه آغاز می شود :


بی مقدمه می گویم ،
اگر آمده ای نقش ِعاشق پیشه ها را بازی کنی ،
نشانه ِکافه سینما را می دهم ،
آنجا بازیگر زیاد برای ِایفای ِاین نقش هست !
یا که چند روزیست دورت خلوت شده ؟
کسی را می خواهی که وقت بگذرانی با لحظه هایش ؟
بی شمارند این آدم ها .... !

خلاصه بگویمت ،
جاده ی رفتن را اگر بلدی ،
اگر آمدی تا رفتن بیاموزی ،
تا کفش ِرفتن به پایت کنی ،
اینجا هیچ چیز نصیبت نمی شود ،
اینجا همه چیز بودن است .... !

اگر آمدی ،
باید چشمانت ، دستانت ، گواه بود
دیدگاه ها (۵)

ساعت زندگیت را به افق آدمهای ارزان قیمت کوک نکن یا خواب میما...

روزها رفت و نیاورد کس از تو خبرینه پرستو نه کبوتر و نه پیغام...

بچه ها کی ازش خاطره داره..کی یادشه

کاش می شد خویشتن را بشکنیمیک شب این تندیس تن را بشکنیمبشکنیم...

.نامه ای نوشته ام برایِ کسی که شایدروزی حوالیِ منبگوید :می ش...

‍ .👑 نامه ای نوشته ام برایِ کسی که شایدروزی حوالیِ منبگوید:م...

نامه ای نوشته ام برایِ کسی که شایدروزی حوالیِ منبگوید :می شو...

نامه ای نوشته ام برایِ کسی که شایدروزی حوالیِ منبگوید :می شو...

نامه ای نوشته ام برایِ کسی که شایدروزی حوالیِ منبگوید:می شود...

نامه ای نوشتم برای کسی که شاید روزی حوالی من بگوید: می شود...

.نامه اے نوشته ام براے کسےکه شایدروزےحوالے منبگوید :مےشود رو...

.نامه اے نوشته ام براے کسےکه شایدروزےحوالے منبگوید :مےشود رو...

سلام!حال همه ما خوب استملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط