{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعدازرفتنت اینجا یک نفر شبیه من به طرز عجیبی زنده است نفس

بعدازرفتنت اینجا یک نفر شبیه من به طرز عجیبی زنده است نفس نمی کشد هوا میخورد راه نمی رود جسم یدک می کشد.
اونقدر می ایستت تا ایستاده بمیرد برای تو که بدونی هنوزمنتظر ایستاده........
دیدگاه ها (۲)

زخمی به عمق تنهایی بدون هیچ نشانه ایاشکی به وسعد باران بدون ...

نیستی ومن قدم زدن زیربارون رو خاطره کردمنیستی ومن به تمام دن...

نگرانم نباش خوبم خوب و خوب بزرگ شدم اونقدربزرگ شدم که در دلت...

گفتی اگه یه روزخواستی گریه کنی بروزیره بارون که نکنه یه نفرا...

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

نفرت و عشق🚬 [از زبان پریسا]صدای موتور ماشین‌های مشکی تو کوچه...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا زیر لب گفت:«اون داره میاد پایین.»ریگیل...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا زیر لب گفت:«اون داره میاد پایین.»ریگیل...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط