{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنـــــــوز تـــــــه مانده بوســــــــــه ات را روی لبم

هنـــــــوز تـــــــه مانده بوســــــــــه ات را روی لبم میمکم . . .


هنـــــــوز تـــــــه مانده آغوشت را، محکم بغل میگیـــــــرم . . .


هنـــــــوز با تـــــــه مانده خاطراتت زندگی میکـــــــنم . . .


گفتم: شایـــــــــد برگشت
هنـــــــوز زنده ام
بـــایادت
دیدگاه ها (۲)

دلم که برایت تنگ میشود میگیرد...فریاد میکشد...می تپدو باز تن...

برای داشتنت دلی را به دریا زدم ...

دفتر عشق:بــیا و معجــزه کن ...آغوشت که باشدغــروب هــای دلـ...

دلم خیلی بیشتر از حجمش پُـــر استپُـــر از جای خالی تـــــوپ...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

دختر کوچولوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط