{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام روزها را گریه کردم

تمام روزها را گریه کردم
برای با تو بودن سجده کردم

به تنهایی خود دل کرده عادت
به دنبالت جهان گشتم چه کردم؟

از این احساس و شور در نگاهت
به دنیای خوشیها رخنه کردم

نمیبینی چقدر تاریک و سردم
امید و واسه عشقت زنده کردم

نمی خواهم دگر از غم بگویم
تو شادم کن تو را افسانه کردم

تو آغاز منی دیگر چه خواهم
نبودی باز هم من گریه کردم
#شـــی‍ـ‍ــلـــان
دیدگاه ها (۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

امشب از تنهایی خود ، زیر باران گریه کردم هم صدا با شعر باران...

جرم کردم , قبول هم دارمتا قیامت تقاص خواهم دادقسمتی از ترانه...

به من گفتی خداحافظ و بر قندیل مژگانت بلور اشک جاری بود ... چ...

غزل عاشقانه زیبا.....شماره(5)....آمدي آتش زدي بر خانه امرخنه...

p.6دختر چشماش رو بست و سعی کرد خونسردی خودشو حفظ کنه...- بگو...

می‌خواهم یک چیز بگویم و بعد، بر چشم هآی دیوانه کننده ات بوسه...

بنام او که همیشه حاضر استچقدر سخته از تو نوشتن انگار حرف تو ...

سید مجتبی شجاعی

بهتر‌از منه..🪽🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط