{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای پر پر شدن اقاقی

برای پر پر شدن اقاقی
برای بوسه های اتفاقی
تو این روز ها که مثله شب سیاهه
منتظره نور کدوم چراغی
برای لحظه های بی قراری
ساعت های کشنده ی خماری
نشه می کردی دلم رو یک روزی
الان خزونیه کدوم بهاری ...؟؟؟

رو صندلی انتظار می شینم
گلهای باغ حسرت رو می چینم...
دیدگاه ها (۱)

یک روزمی آیی که مندل کنده ام ازجان و تنمیجوییم از پیرهن ، کو...

وقتی خیلی دورم و دستم به شاخه های بلندت نمی رسد خواب تو را م...

تو دست تکان می دهی برای من و من دور تر می شوم. به این فکر می...

گفتم زندگی همیشه آن قصه یک خطی در کتاب ها نیست. گاهی کلاف سر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

### 🌑 پارت دوم: معامله‌ای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...

🎵 معرفی‌نامه رمان: «عضو هشتم»خلاصه داستان:فکر کن یه دخترِ پر...

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط