{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روضه خوان #هیئت بود. روضه های حضرت زهرایش خیلی جان سوز بو

روضه خوان #هیئت بود. روضه های حضرت زهرایش خیلی جان سوز بود. همه فکر و ذکرش مزار بی نشان حضرت زهرا (س) بود و علاقه خاصی به شهدای جاوید الاثر داشت. خودش هم دوست داشت بی نشان بماند.

آخرش همین هم شد.
#شهید_ابراهیم_هادی
#شهدا_و_حضرت_زهرا (س)
#خاطرات_عشق_شهدا_به_حضرت_زهرا

راوی: خواهر شهید #کتاب_خط_عاشقی2 (خاطرات عشق شهدا به حضرت زهرا س)، گرد آوری: حسین کاجی، بازنویسی: مهدی قربانی، انتشارات حماسه یاران، چاپ دوم- بهار 1395، خاطره 8.

✂ ️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام
@boreshha
🌍 http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۲)

سه روز مانده بود به #شهادت_حضرت_زهرا (س). بعد از نماز صبح زی...

جنگ که تمام شد تحصیلات حوزوی اش را ادامه داد. به زبان عربی و...

اواخرجنگ بود. آمد سراغم که روی سینه اش بنویسم «یا زهرا (س)» ...

عملیات #محرم که ترکش خورد، دکترها از زنده ماندنش قطع امید کر...

چند روز از #عملیات_خیبر می گذشت و ما زیر پاتک سنگین دشمن، در...

فرید سر پست نگهبانی بود. هوا سرد بود و کم کم خواش می آمد. از...

درگیری با ضد انقلاب بود و شهیدان #کشوری و #شیرودی از هوا نیر...

سال 1372 بود. در محور #فکه، محدوده ارتفاعات 112 مشغول #تفحص ...

چند تا بچه داشت و برادرش هم شهید شده بود. اصلا زیر بار نمی ر...

رفته #قبرستان_بقیع. از حضرت زهرا (س) خواسته بود که وقتی شهید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط