{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

وقتی تمام وجودم میسوزد در عطش شنیدن کلامی از “تو”

چشم هایم چه ملتمسانه خیره می مانند به لبهایت

به امید لرزشی.. صدایی.. حرفی..

گویا نمیدانند هرگز کلامی نخواهند شنید از تو که

جا مانده ای در قاب عکس چوبیه آویخته بر دیوار اتاقم
دیدگاه ها (۲)

گمان میکردیم وقتی نباشم دلت میگیرد اما دیدم نه !بدون من شادت...

تو که نیامده . . . میروی !تو که میروی . . . نیامده !کمی صبر ...

می کشم در دل خیالت را شبی ،حالا ببینمی بُرم فکر وصالت را شبی...

مرد بی رحم

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 110・⁠]⁠ᕗ  صبح که بیدار شدم ا...

when silence became a scream p16

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط