{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی لیام جوونتر بود تمام کلاسشو به مهمونی دعوت کرد ولی ه

وقتی لیام جوونتر بود تمام کلاسشو به مهمونی دعوت کرد ولی هیچ کس نیومد
دیدگاه ها (۱)

هری خیلی اروم حرف میزنه

لیام میگه موهای دنیل رو دوست دارم چون هر موقع میبینیش یاد نو...

نایل سعی میکنه زین رو با خواندنه آهنگ اپرا عضیت کنه

لیام رنگ مورد علاقه اش بنفشه

پارت ۱۳ #پشت غرورتلیام هنوز عکس رو توی دستش گرفته بود.اِما آ...

پارت ۱۰ #پشت غرورتچراغ‌ها خاموش شده بودن.اما فقط صدای قدم‌ها...

پارت ۳#پشت غرورتقشنگای من با لایک کامنت هاتون رمان رو قشنگتر...

پارت ۱۸ #پشت غرورتصبح روز بعد، اِما زودتر از همیشه از خونه ب...

پارت ۱۷ #پشت غرورتاِما هنوز داشت به صفحه‌ی لپ‌تاپ نگاه می‌کر...

پارت ۹ #پشت غرورتساعت ۱۱:۵۷ شب بود.اما جلوی یه ساختمان قدیمی...

پارت ۱۱ #پشت غرورت«فکر کردی من مُردم؟»اما خشکش زده بود.دختری...

پارت ۱۲ #پشت غرورتاما هنوز به در خیره بود.«لیام... من فکر کن...

پارت ۱۴ پشت غرورتاِما چند ثانیه به پیام خیره موند.دوباره گوش...

پارت اخرپارت ۲۰ #پشت غرورتبارون آروم روی شیشه‌های بیمارستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط