{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بس به  سیاه و سفید آسمان شب

بس به  سیاه و سفید آسمان شب

و این سیاه و سفید خودم چشم دوخته ام،

نور اذیتم می کند.

رنگها!  تشویش!!

سابق چگونه بود که خوابم می برد؟

چگونه می خوابیدم؟؟

طاق باز!

دستهایم حلقه شده دور سرم و گره در هم.

یا به پهلو،

دست چپم زیر سرم و بازوی راستم روی چشمم.

کاش کمی خوابم ببرد.

بی فایده است.

به خاطر نمی آورم

یک نفر به من بگوید "آسودگی چه مزه ای داشت؟"

پاک از یاد برده ام.

حسنش اینست که

شب را که بیدار بمانی انگار روز دیرتر می رسد!

این روزها عجب قرن هایی شده اند!!!
دیدگاه ها (۱)

◀از یـہ جـــــایـۍ بـہ بـعــدسـرتـــــو مـیـزارۍ رو زانـــوه...

برف می‏باردبه آخر خیابان رسیده ‏امپشت سرم را نگاه می‏ کنم و ...

چه حماقتی!!!.. مرا یاد نمیکنی....و باز احمقانه می خواهمت..چه...

ﻣﺮﮔﺒﺎﺭﺗﺮﯾﻦ ﺟﺪﺍﻝ ، ﺟﺪﺍﻝ ﻣﯿﺎﻥ “ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ” ﻭ “ ﻏﺮﻭﺭ” ﺍﺳﺖ !ﻭﻗﺘﯽ “ﺩ...

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

بس به  سیاه و سفید آسمان شبو این سیاه و سفید خودم چشم دوخته ...

Ƒムイɨℳⓐ«میشه برق اتاق روشن باشه؟! آخه من تو تاریکی خوابم نمی ...

"میشه برق اتاق روشن باشه؟! آخه من تو تاریکی خوابم نمی بره، ا...

- میشه برق اتاق روشن باشه؟! آخه من تو تاریکی خوابم نمیبره ؛ا...

میشه برق اتاق روشن باشه؟!آخه من تو تاریکی خوابم نمیبره ؛از ت...

#پارت_دوازدهمسَرَم خالی خالی بود.کلی علامت سوال تو سرم داشتم...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:¹³⁦هیونا: رو تخت بخواب همه چیز تر و ...

#آتاری.محمدرضا آتاری داشت. من، نه. برای همین، چند باری خودم ...

🖇️عشق ادامه داره🖇️̶P̶a̶r̶t²شوگابا صدای زنگ گوشیم از خواب پری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط