{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« ادامه پارت هفدهم »

« ادامه پارت هفدهم »
« چون نیومد بقیه پارت هفدهم »
تهیونگ سرش رو برد داخل گردن کوک ، یقه لباسِ کوک رو یکم باز کرد .
بعد یه گاز کوچولو که در حدی که دردش نیاد روی گردنش گذاشت .
کوک : آخ تهیونگ نکن
تهیونگ ازش جدا شد و بوسه ای روی لبش کاشت .
تهیونگ : من هر کاری دلم بخواد میتونم با بانیم کنم ( لبخند )
کوک : ولی بانیت اجازه نمی‌ده ( لبخند از سر عصبانیت ) .......
دیدگاه ها (۳)

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت هجدهم » تهیونگ : اون وقت چرا بانیم ...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت نوزدهم » وقتی رسیدن خونه تهیونگ با ...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت هفدهم » در همین حین هوسوک به تهیونگ...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت شانزدهم » « صبح » کوک به یکم دل درد...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت سیزدهم » کوک صبح با دل درد شدیدی بی...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت چهارم » همینطور که جئون داخل بغل ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط