{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می شنوی؟!صدای قلبشان تا اینجا به گوش میرسد؛ آهنگ منظمی ند

می شنوی؟!صدای قلبشان تا اینجا به گوش میرسد؛ آهنگ منظمی ندارد، و همین نشانه‌ی بی قراریشان است.
نغمه‌ی قلبشان انگار بدون نظم زیبا تر است، یا شاید علت است که باعث این زیبایی میشود!
شور و غوغای درونشان فقط از اضطراب نیست! انگار کسی در وجودشان رخت میشوید؛ این از چهره‌یشان نمایان است.
ثانیه ای مانده تا اشک از چشمانشان... نه! نه انگار قرار نیست اجازه بدهند اشک، فریاد وجودشان را به همگان نشان دهد. هردو جلوی غرش قلبشان را میگیرند. هردو میخواهند که رختشور خانه درونشان را پلمپ کنند و حتی با کوچکترین یادی از یکدیگر آنجا را باز نکنند.
کم کم از هم دور میشوند. ثانیه به ثانیه فاصله بیشتر میشود، این چیزی است که خودشان میخواستند، و حالا خودشان هستند که لعنت های آبدار نثار خود میکنند.
اکنون دیگر پشتشان به یکدیگر است، و حالا زمان اشک ریختن است، هیچکدام نمیخواهند اشکهای خود را به دیگری نشان دهند؛ چرا که اشک، تنها نمک روی زخم است.
فاصله بیشتر شده و حالا دیگر وقت فریاد کشیدن است، فریادی که هردو به آن نیاز دارند تا تمام حرف ها را یکباره از وجود خود مانند رگباری از تیر خالی کنند؛ اما خودشان هم خوب میدانند که پایان حرف ها، پایان خودشان است! #fatemeh47751 💙 💙 💙
دیدگاه ها (۲)

دستهای یخ کرده و لرزانم را با کرختی در جیب های پالتویم فرو ب...

روی تک صندلی فلزی و خاک گرفته‌ ای که در انتهای کلبه درختی با...

آرام و ساکت در گوشه ترین قسمت کافه نشسته بود.انگشتان ظریف و ...

آدمهای اضافی خیلی عجیبن. سعی کنید تو زندگی کسی اضافی نباشید....

‌♨️ صلح ِ مُسلّح یا مذاکرات بی‌پایان!✍فضای کنونی میان ایران ...

BROKEN RULES | part 15یک ماه از آن اتفاقات گذشته بود.حیاط مد...

خسته از قوی بودن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط