{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《میدونی که فقط مال منی؟》 پارت۲

《میدونی که فقط مال منی؟》 پارت۲
(پارت قبل خیلی چرت شد اما از این پارت داستان شروع میشه🤡🎀)

یونا:وای دمت گرم ملین.
ثورا:بچه ها من یسری خونه خوب پیدا کردم!
جیکسا:عا بیا ببینیم!
ملین:امیدوارم درست حسابی باشه وگرنه...

همه رفتیم عکسو ببینیم. چپیدیم تو هم🤡
ثورا:بین چه خوبه! خیلیم بزرگ نیست اندازه خودمونه حالا مثلا یکی دوتا مهمون میاد هر از گاهی.
ملین:خیلی خوبه هاااا ولی به پولش فکر کردی عسیسم؟
ثورا:نترس خوشگله قیمتش مناسبه.

همه پولامون گذاشتیم رو هم.
یونا:عمممم ما قرار نیست بریم ببینیم اونجارو؟
جیکسا: راست میگه بدون دیدن که نمیشه
ملین:پاشین بپوشین بریم زود.
یونا:احمق ما پوشیدیم تو باید بپوشی!

ملین پوشید.
(تو اون خونه هه)🗿
جیکسا پرید وسط خونه و گفت:خیلی قشنگهههه
ملین:به این میگین قشنگگگگ؟ همه جاش نم داره دیوارارو نگاااا
یونا:ملین خودمون کاراشو انجام میدیم قشنگ میشه هااا
جیکسا:ارههه تازه دور همیم خوش میگذرههه
ثورا:اره دیگه ملین بگو اره تموم شه بریم قرارداد امضا کنیم
ملین:هعییی باشه
یونا و جیکسا دست همو میگیرن به هم نگاه میکنن همزمان میگن:ایولللل

ویو یونا:
یه لحظه به خودم اومدم و زود خودمو جمع کردم. اهمی سر دادم.
ملین:مگه جرم کردی انقد ترسیدی نینی
یونا:نه چیزی نیست
(خونرو گرفتن میخوان یکم بشینن حرف بزنن)
یونا:اخیششش
ملین:جرعت حقیقتمون نشه؟
همه:بریم
بطری رو اوردم و گذاشتم وسط
یونا:خودم مچرخونم اولللل
ملین:اوکی
(چرخوندن)
یونا:اوووههه ملینننن
جیکسا:جرآت یا حقیقتتت
ملین:همیشه حقیقت
یونا:خب؟ دیگه وقتشه! پسری هست که بهش حس داشته باشی؟ که مثلا اول اسمش آ باشه آخرشم ن باشه؟
ملین:ای درد بگیری دختر از کجای اون داداش بیریختت خوشم بیاد؟
ثورا:امروز که دیدمش بیریخت نبود ولی!
ملین:ولم کنین عهه میچرخونم،اوههه یونا؟ از این جمع بجز من از کدومشون بیشتر خوشت اومد؟
یونا:عامممم خیلی چرته همچین سوالی. جفتشونم عالین
جیکسا:نهنه بایدددد بگی
یونا:خببب... اهه گنددون بزنن ثورا ببخشید ولی... جیکسا...
جیکسا:م..من؟ اوه! جالب شد...
یونا چرخوند
و دوباره افتاد به خودش.
یونا:نمیشه یبار دیگه بچرخونم؟
ثورا:نه نمیشهههه. من بپرسم. میخوام این سوالو از تک تکتون بپرسم. خب. یونا جون گرایشت چیست؟
یونا:چرا چرت ترین سوالا میاد به من؟
جیکسا:نه دیگه نشد هر سوالیو باید جواب بدی
یونا:هوووف باشه. راستش... علاقه ای به پ..پسرا ندارم....
ملین:من میدونستم و خب چیز خاصی نیست
یونا بازم میچرخونه و اینبار میوفته روی جیکسا
یونا:خب حالا که همه جواب میدن... پس منم همون سوالو دارم.
جیکسا:باشه. سوال ثورا؟
یونا:اره
جیکسا:خب منم همینطورم! دختر میدوستم
دیدگاه ها (۴۰)

امروز با داداشم موزیک چت رفتم🤗داداش آیهان🤡

و اینگونه شد که ماتسوری و برادرش آزوسا خاطر خواه های دیگر را...

《میدونی که فقط مال منی؟》 پارت1..اسم من یونا هستش. من اصلا ز...

خب اینم فیک.هرچند فیک‌نیست بر اساس واقعیته🤓🙂‍↕️ با اندکی تغی...

نام رمان: قلب در تاریکی

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

رمان قلب در تاریکی

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط