{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونید لطفا.

بخونید لطفا.
بخونید قشنگه
بار اول که دیدمش تو کوچه بود
یه لباس گل گلی تنش بود باموهای خرمایی اومد طرفم و گفت:
داداشی میای با هم بازی کنیم ؟؟؟بیا دیگه،،،
ازچشای نازش التماس میبارید
خیلی کوچیک بودم اما دلم لرزید!
همون یه نگاه اول عاشقش شدم.
چهار سال ازش بزرگتر بودم قبول کردمو باهاش بازی کردم!
آخرش گفت: توبهترین داداش دنیایی!
سالها گذشت هروز خودم مدرسه میبردمش!
هر روز به عشق دیدنش بیدارمیشدم،
اما اون همیشه میگفت: توبهترین داداش دنیایی!
داغون شدم که عشقم منو داداش صدامیزنه!
گذشت و گذشت،
شب عروسیش خودم راهیش کردم ماشین خودم ماشین عروسش بود
خودم رانندش بودم! خودم اشکاشو پاک کردم باچشمای گریون بازم گفت؛توبهترین داداش دنیایی!!!سالها گذشت که ...
تصادف کرد و واسه همیشه رفت وحتی یه بار نتونستم بگم آخه دیونه من عاشقتم میمیرم برات،،،،،چشمای تو همه دنیامه!!!!
یه شب شوهرش دفتر خاطراتشو آورد به من داد و اشکاشو پاک کرد و رفت وقتی خوندمش مردم، نابودشدم ,
نوشته بود:
داداشی دوستت داشتم عاشقت بودم اما میترسیدم بهت بگم میترسیدم ، داداشی امیدوارم زودتر از تو بمیرم که اینو بخونی داداشی بهم فحش ندی،داداشی ببخش عاشقتم ،
دیدگاه ها (۱۴)

هعیییییی من دیدمش ولی با داداشم دیدمش... نتونستم زیاد ابراز ...

...

:-(

پسری هرروز سرقبری اشک میریخیت وهرروز به ان قبر سرمیزدنظر پیر...

فیک کوک پارت = ۷ویو کوک من پایین داشتم برای آخرین بار پروژه ...

پارت ۱ ویو ا.ت چهار ماه از بارداریم می‌گذشت و دیروز فهمیده ب...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

Part 62تهیونگ«میتونی بهم بگی راحت باش قشنگم و بگو»& وقتی خیل...

ادامه پارت ۲۱

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

پارت ۵۶

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part وقتی که ا. ت به ا...

و حالا، بعد از تمام سناری‌هایی که نوشتم، نوبت اینه که پایان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط