{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر و مادری با بچه دوسال و نیمه خود بدنبال کاری می روند و

پدر و مادری با بچه دوسال و نیمه خود بدنبال کاری می روند و بعد از دو ساعت متوجه می شوند که بچه همراهشان نیست و یادشان میافتد که بچه را داخل ماشین جا گذاشته اند بطرف ماشین میروند و می بینند که بچه از شدت گرما جان سپرده است. این اتفاق امروز در شهر قم افتاده است!
دیدگاه ها (۱۴)

پیش بینی سال ۲۰۵۰ سال ۲۰۵۰ هست، من اکنون ۵۵ ساله هستم آنقدر ...

باز امشب "لیله القدر" خداست...ذکر یارب یارب و ورد دعاست...گا...

پیشوای مومنانزندگی نامه امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه ا...

گفتم امروزکه روزغم مولاست عجبپس چرا این دل من درهوس کرببلاست...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

Part ⁸+ جواب دادم صدای یه زن نا آشنا بود +بله بفرمایید ........

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

#ددی_من| قسمت چهارم: راز پدرلیا هنوز گوشی را کنار گوشش نگه د...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

Heir of Light and Darknesspart : 3سه روز بعد. تهیونگ با اجبا...

پارت دوم: اولین حمله 🌧️🖤ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.عمارت در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط