{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز داشتم نذری پخش میکردم در یه خونه رو زدم دختر اومد ج

دیروز داشتم نذری پخش میکردم در یه خونه رو زدم دختر اومد جلو در,نذری رو برداشت تو جشام نگاه کرد با لبخند گفت انشاا… هر چی حاجت داری بهش برسی!!
منم نامردی نکردم گفتم من فقط یه حاجت دارم دختر چشاش گرد شد داش از حلقه بیرون میزد گفت:خوب چیه؟منم یکم مکث کردم با لبخند گفتم:آزادی مردم مظلوم غــزه!!
نمیدونم چرا درو محکم بست و خداحافظی نکردوفکر کنم یا آمریکایی یا اسرایلی بود.
دیدگاه ها (۲)

این دخترایی که با یکی دوستن ولی همزمان خبر عقدشون با یکی دیگ...

خدایا میشه امشب خابیدم صبح بیدار نشم؟.....عوضش فردا ظهر بیدا...

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢِ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﻋﺮﺷﻪ ﮐﺸﺘﯽﺩﺭ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﻣﮑﺰﯾﮏ ...

.کی میگه ما مردا احساسات نداریم؟من خودم بارها و بارها احساس ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

چند پارتی پارت ۳ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیبعد از رفتن آن پس...

Blood contract p2

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

ستاره ی من(پارت 1)

چندپارتی جیهوپ

چند پارتی پارت ۴ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیباران آرامی می‌با...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p4کوک:خب خب بفرما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط