{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد اگر بودم

مرد اگر بودم
نبودنت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم!
نبودنت دود می شد و
می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه...
بعد تکیه میدادم به صندلی ،
چشمهایم را می بستم و
انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی...
نامرد اگر بودم
نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم!
مرد نیستم اما...
نامرد هم نیستم!
زنم
و نبودنت
پیرهنم شده است..

#رویا_شاه_حسین_زاده
دیدگاه ها (۱)

↯دنیا!↯♙♕من مغرورم↯♟♛مرا که می بینی این نیستم…↯♙♕من هر روز چ...

خیلی ناراحت بودی. از پشت امواج اینترنت, می دانستم داری گریه ...

یه بار نشست روبروم، چایی نباتشو هم زد و گفت "میترسم یه روز ا...

دستم را میگیری و روی تخت مینشانی میگویی دراز بکش... متوجه نم...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

Five

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑧_بخش اول_ او مظهرِ واقعی یک تص...

ادامه پارت ۱۶

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

‹ᵂᵉᵈⁿᵉˢᵈᵃʸ› _ ⁶ ᵖᵐ نور غروب خورشید از لای پرده‌ های کرم‌رنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط