پیرمرده به زنش میگه بیا یاد قدیما کنیم :من میرم تو پارک،
پیرمرده به زنش میگه بیا یاد قدیما کنیم :من میرم تو پارک، قرار میذاریم، تو بیا.
یکى دو ساعت طول میکشه نمیاد؛ میره خونه میبینه زنش نشسته داره گریه میکنه، میگه :چى شده؟ میگه :مثلابابام نذاش بیام!
- ۴.۱k
- ۲۷ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط