{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان پای کوبان شب بخیر

وسعت غم‌های ما را نیست مرزی آشکار
زین سبب لختی قلم بر ما بگریان شب بخیر

از نگاهت شور و مستی می‌تراود چون شراب
شور و مستی را از این مستان تو مستان شب بخیر

لحظه‌ای دیگر بمان ای بانوی شعر و غزل
میزبان اکنون تویی ما نیز مهمان شب بخیر

برف می‌بارد هوا سرد است بیرون می‌روی
یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر
دیدگاه ها (۲)

قاش قارا کیپریک قاراباخدیم او گؤزل یارامن باخدیم او باخمادیق...

دونـیـادان اوز دُونـدریــب ، مـن آشنا دن کوسموشم ...

این همه شعر و سرودم مال توشعر بی رنگ و دروغم مال توبه محبت ب...

نگاهتــــ را گره بزنبه هـــر لحظه منحس امنیتــــ می گیرموقتی...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر نرم نرمک دستی افشان پ...

یک غزل مهمان من باش و پس از ان شب بخیرنرم نرمک دستی افشان پا...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیرنرم نرمک دستی افشان ...

یک غزل مهمان من باش و پس از آن ! شب بخیرنرم نرمک دستی افشان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط