غمگینم و بسیار غمگینم
غمگینم و بسیار غمگینم
و سخت محتاج تسکینم
من هنوز گرگم به هوا میدوم بدنبال خوشبختی
بزرگ شدنم یادم نیست
همان دختر بچه هفت ساله هستم
کمی قد کشیده ام
و میگویند خام نیستم
من چشم گذاشته بودم
و حالا هر چه میگردم نیست
کودکیم نیست
هنوز خنده های درون گلویم فریاد میکشند بر سر دلم
من میخواهم بچه باشم
و من چه غمگینم
و محتاج تسکینم
هنوز دفتر مشقم جلوی من است و
فقط سرمشق هایم را عوض کرده اند
نیست
نخواه
حرف نزن
بساز
بسوز
و من چه غمگینم و
سخت محتاج تسکینم
کودکی درون من جا مانده
کمی شناسنامه ام بزرگ شده
و چین های صورتم.....
ولی هنوز هم بدنبال آب نبات شیرینی
تمام تلخی های زندگیم را زیرورو میکنم
و من چه غمگینم و
سخت محتاج تسکینم
و سخت محتاج تسکینم
من هنوز گرگم به هوا میدوم بدنبال خوشبختی
بزرگ شدنم یادم نیست
همان دختر بچه هفت ساله هستم
کمی قد کشیده ام
و میگویند خام نیستم
من چشم گذاشته بودم
و حالا هر چه میگردم نیست
کودکیم نیست
هنوز خنده های درون گلویم فریاد میکشند بر سر دلم
من میخواهم بچه باشم
و من چه غمگینم
و محتاج تسکینم
هنوز دفتر مشقم جلوی من است و
فقط سرمشق هایم را عوض کرده اند
نیست
نخواه
حرف نزن
بساز
بسوز
و من چه غمگینم و
سخت محتاج تسکینم
کودکی درون من جا مانده
کمی شناسنامه ام بزرگ شده
و چین های صورتم.....
ولی هنوز هم بدنبال آب نبات شیرینی
تمام تلخی های زندگیم را زیرورو میکنم
و من چه غمگینم و
سخت محتاج تسکینم
- ۷۱۱
- ۱۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط