{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگینم و بسیار غمگینم

غمگینم و بسیار غمگینم

و سخت محتاج تسکینم

من هنوز گرگم به هوا میدوم بدنبال خوشبختی

بزرگ شدنم یادم نیست

همان دختر بچه هفت ساله هستم

کمی قد کشیده ام

و میگویند خام نیستم

من چشم گذاشته بودم

و حالا هر چه میگردم نیست

کودکیم نیست

هنوز خنده های درون گلویم فریاد میکشند بر سر دلم

من میخواهم بچه باشم


و من چه غمگینم

و محتاج تسکینم

هنوز دفتر مشقم جلوی من است و

فقط سرمشق هایم را عوض کرده اند

نیست

نخواه

حرف نزن

بساز

بسوز

و من چه غمگینم و

سخت محتاج تسکینم

کودکی درون من جا مانده

کمی شناسنامه ام بزرگ شده

و چین های صورتم.....

ولی هنوز هم بدنبال آب نبات شیرینی

تمام تلخی های زندگیم را زیرورو میکنم

و من چه غمگینم و

سخت محتاج تسکینم
دیدگاه ها (۱)

⚫

:چهل روز شکستنچهل روز بریدنچهل روز پی ناقه دویدنچهل روز فقط ...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

آزاد شو از بند خویش .......زنجیر را باور نکن اکنون زمان زندگ...

گاهی فکر میکنم وظیفه ی انگشت اشاره فقط اشاره نیست، لااقل برا...

من حدیث دل نا آرام دلارامم را ، مینویسم هر روز!!با کمی ذوق ،...

دوست تر میدارم کامل بخوانید:) در این روزهای پساکنکور 98 چهر...

عشق درسایه سلطنت پارت38

هیچ گاه برای تربیت کودک زود نیست!! این موجودات دوست داشتنی ب...

#چرا_بی_انگیزه_میشویم🌸 ۳--- مقایسه های نادرست 🌸دام دیگری که ...

اسم رمان =آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۳۱(ویو نیلسو )= فک...

part⁵🐊🧋🫐

وقتی بهم خیانت کردی....[Part][35]از زبانکوک:هوای بار خیلی گر...

سلام قشنگ های من چطورین خب نوبتی هم باشه وقت بیو دادن منه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط