داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کر
داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کرد به جيغ زدن و داد و بيداد کردن، بدو بدو رفتيم پيشش ديدم از ترس قرمز شده و ميلرزه، ميگم چي شده؟
ميگه تو دستشويي داشتم زوووور ميزدم يهو که برقا رفت ترسيدم فکر کردم از بس زور زدم چشمام از حدقه دراومده کور شدم ! ! :| :|
ميگه تو دستشويي داشتم زوووور ميزدم يهو که برقا رفت ترسيدم فکر کردم از بس زور زدم چشمام از حدقه دراومده کور شدم ! ! :| :|
- ۲۸۷
- ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط