رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت...
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی نه حیایی نه...
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد!
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت...
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی نه حیایی نه...
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد!
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده
- ۱.۹k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط