{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت...
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی نه حیایی نه...
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد!
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده
دیدگاه ها (۴)

داشتن یک دوست خیالی... بهتر از داشتن کسیه که خیاااال کنی دوس...

معلم موضوع انشا داد :وقتی بزرگ شدید می خواهید چه کاره شوید؟ ...

رفیق اینو بدون اگه چیزی بین ما بهم میخوره فقط فقط استکانه او...

میری حموم اب داغو وامیکنی........................... چهارصدس...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

KIM V

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

Custom bride part : 7

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس...

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس...

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس...

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط